Archive for جولای, 2007
خلایق را هر چه لایق
هرکس برای رسیدن به اهداف خود درزندگی ، به فراخور شخصیت و فرهنگ واستعداد خود راههایی را برمی گزیند، که آن راه و روشها میتوانند مثمر ثمر باشند ویا اینکه بدون نتیجه باشند و در صورتی که بدون نتیجه و بدون ثمر باشند آن شخص انرژی خود را بی جهت وبی خود از دست میدهد . فارس سگ هم برای رسیدن به اهدافش راههایی را آزموده که بعضی از آن راهها موجب ترقی ظاهری فارس سگ شده است بعضی از راهها هم بدون نتیجه بوده است . فارس سگ که رفتاری ناشایست سگی با دیگران دارد این رفتارهایش باعث شده که لقب بسیار زیبنده و در فراخور حال این قومچه از طرف ملل دیگر به فارس سگ یعنی همان فارس سگی داده شود . فارس سگ خود نیز براین نکته واقف است که در بسیاری موارد حتی از سگ واقعی پست وپست تر است . ولی با این همه فکر کرد اگر ماجرا را با خدا در میان بگذارد شاید خدا درد سگیش را درمان کند برای همین پس از چندین روز کاغذ بازی و کلی پارتی بازی رفت با شرمندگی پیش خدا وگفت: خدایا نوکرتم مردم از بس که از مردم فارس سگ شنیدم کاری کن که دیگر مردم به من فارس سگ نگویند . خدا با شنیدن این حرفها به فارس سگه گفت : چاره کار در دست خودت است ولی برای راهنمایی من چند راه را برای ترک عادات پیشنهاد میکنم که در صورت ترک این عادتها از فارس سگی رها میشوی .
1 – قبل از هر چیز ومهمترین اصل برای خروج از فارس سگی باید از چاپلوسی وتملق در نزد بزرگان بپرهیزی که این بد ترین صفت است.
2 – از پارسیدن جدٱ خودداری بکن چون با هر بار پارسیدن دور بر میداری وفکر میکنی که یک گهی هستی .
3- سومین راه هم به نوبه خود دارای اهمیت بسیاریست وآن این است که از گاز گیری وپارچه گیری بپرهیزی و اگر هم خواستی پاچه گیری بکنی قبلش کمی بپاسی که طرف کمی دور شود تا نتوانی گازش بگیری .
4 – چهارمین راه هم بازمهم است که باید حتما آن را ترک کنی … خدا که چهارمین راه را میخواست بگوید فارس سگ با عجله حرف خدا قطع کرد وگفت : حتما ماده فارس سگها هم نباید در فاحشه خانه ها کار کنند و نر فارس سگها هم نباید کوس کشی بکنند ، که این آخری اصلا نشدنی است چون ما اگر آنها را کنار بگذاریم نانمان بریده است . خدا که از این حرکت زننده فارس سگ ناراحت شده بود گفت : خلایق هر چه لایق
1 comment جولای 17, 2007

رستم : موقعی که من در کوه و دشت هستم تو چه جوری حال می کنی
تهمینه: اوا…. خوب دیگه …. با اسب خودم حال می کنم
1 comment جولای 17, 2007
سر اسم خلیج عربی بين عرب و فارس دعوا ميشه.فارسها ميگن اينجا خليج فارسه و عربها ميگن خليج عرب.کار به ديوان داوری لاهه ميکشه.يک گروه مياد تحقيق کنه. پس از چند سال تحقيق ميگن اينجا اسمش بهتره خليج فارس باشه.عربها داده فرياد راه ميندازند ودليلش رو می پرسند.سرپرست گروه تحقيقات ميگه چون اين خليج پر سگ ماهيه!!!
——————–
يك تاجيك را در ته ران به جرم شرب خمر بازداشت كردند. قاضي براي او صد ضربه شلاق نوشت.درازش كردند تا شلاقش زنند.تا كونش را برهنه كردند ديدند يك طرف كونش نوشته فارس طرف ديگرش نوشته تاجيك! مامور اجراي حكم دست نگه داشت.دوباره پيش قاضي رفته ماجرا را گفتند.قاضي حكم شلاق را دوبرابر كرده در علت اين امر نوشت وي علاوه بر شرب خمر ميان فارس و تاجيك هم شكاف انداخته است!
——————–
پاسبان عربي يك فارس اوا خواهر به اسم خشايار را موقع دزدي بازداشت كرد. خشي را بردند بازجويي تا همدستانش را لو دهد.هر چقدر مودبانه از خشي خواستند در جواب گفت:پاسي جون خشي به اين راحتي چيزي نمي گه! پاسبان در نهايت عصباني شد و باتومش را در كون خشي اوا خواهر به تدريج فرو كرد.پاسبان هي فرو مي كرد و خشي هي مي گفت اوخ! پاسبان ديد كه چون از يك طرف باتوم تا انتها رفته و از طرف ديگر خشي هم اعتراف نمي كنه خواست باتوم را بيرون بياورد كه يكهو خشي دادزد: اوخ پاسي جون بيرون نيار خشي الان همه چيزو مي گه!
——————–
دختره فارسه اواخواهره ميره كرست بخره، ميگه: آقا لطفاٌ يك كرست نمره چهار بدين. يارو براش مياره، دختره ميره اتاق پرو امتحانش ميكنه، برميگرده ميگه: اين يكم بزرگه، اگه ميشه يك نمره سه شو بدين. باز دوباره (بعد از پرُو) برميگرده ميگه: اينم يك كمي بزرگه، اگه ميشه يك سايز كوچيكترشو بدين. خلاصه خيلي نميگذره كه به اين نتيجه ميرسه كه سايز دو هم كمي بزرگه و سايز يك رو امتحان ميكنه. بعد يك مدت مياد، ميگه: ببخشيد، اين هم يخورده بزرگه، كوچيكترشو ندارين؟ فروشندهه ميگه: دخترم اون جوشه، برو بتركونش
——————–
به یک فارس جانباز میگویند الگوی تو در دوران جانبازی چیست؟ میگوید: پاکوتاه!!
——————–
یک فارس با یک رشتی ازدواج میکند؛ بچهشان میشود: سگماهی
——————–
میپرسند میدانی تشابه یک فارس با آشغال چیست؟ میگوید نه. اولی میگوید خوب معلوم است هر دو باید بعد از ساعت ده شب پشت در خانه باشند!!
2 comments جولای 17, 2007
ميگند قبل از انقلاب يک روزی تو يه شب شعر نادر نادر پور يکی از شاعرای فارس از اينکه می بينه رضا براهنی نويسنده تبريزی به زبان مادريش شعر ميخونه بلند میشه و فحاشی ميکنه و ميگه زبان خشن پدری تو در برابر لطافت زبان مادری من مانند رابطه خار با گل است.براهنی هم سريع جواب می ده به اين ترتيب خشونت زبان پدريم را در لطافت زبان مادريت دميدم!!
——————–
يه ترک يه روزی از کوچه ای در ته ران می گذشته می بينه يه زن فارس سرش را از پنجره بيرون آورده می گه عشق می خوام عشق! ترک هم به خودش می گه برم تق يارو را بزنم. ميره خونه زنه. زن فارس هم شرطی داشته که بعد از هر بار… ترکه بايد با گچ بر ديوار يک خطی می کشيد. ترک بعد از هر بار کردن گچ می کشه تا گچها تمام می شه . بعد ترکه سرش را از پنجره بيرون می آره می گه گچ می خوام گچ!
——————–
از يک فارس جنده می پرسن:چطور شد که فارس شدی؟ميگه: آخه اونموقعی که ما فارس شديم امکانات زياد بود!ميگن پس چطور شد که جنده شدی؟ميگه:آخه بعدا امکانات عالی شد!!
——————–
يه بچه فارس از قلهک يه بچه ترک رو از دروازه غار توی ميدون انقلاب می بينه.فارسه داشته بستنی کيم میخورده.ترکه هم حسرت!بچه قلهکه تا ميبينه اين دهنش آب افتاده برا ی اينکه دلش و کباب کنه با صدای بلند به رفيقش می گه کامی می دونی !من هر روز يک کيم مي خورم! ترکه سريع ميگه:پس به عبارتی در يک ماه می شود سيکيم!!!
——————–
يک ترک ميره از طوس زن می گيره.شب زفاف ترکه به دختره ميگه اينجوری يخ نيگام نکن يک عشوه ای بيا تا من حال کنم!دختره ميگه: مو عشوه مئشوه سروم نميشه ولی اگه بخوای برات کلی حماسی مئگوزوم!!!
——————–
يه فارسه به دخترش ميگه شهين بگو ببينم کيرو دوست داری!؟ شهين هم می گه بابا من خجالت می کشم چطوری بگم کيرو دوست دارم!
——————–
يه روز يه فارس داشته خواهر و مادرش رو می کرده . يکی می بينه ميگه . اينها کی هستند. فارسه ميگه هيچی جنده اند!
——————–
خبرگزاري فارس سگ به پليس 110 اعلام مي کنه يه نفر هست که پس از هر زلزله زنگ مي زنه و ميگه مسئوليت اون رو برعهده مي گيره. پليس شروع ميکنه به کنترل کردن تلفن خبرگزاري.مشخص ميشه يکي از تلفن همگاني سر پارک دانشجو زنگ ميزنه.منتظر ميشن يه زلزله تازه بياد .تا طرف ميره زنگ بزنه مچشو ميگيرن.ميبينن يک اواخواهره اسمشم آرشه اما همه شهين صداش مي کنن..ميگن شهين انگيزت از اين تلفونهای مسخره چيه؟ شهين ميگه:خوب عزيز جون يک وطن پرست بايد مسئوليت شغل اواخواهرائي روکه تو زلزله مردن برعهده بگيره يا نه؟! آره، ثواب داره عزيز جون!!!
——————–
روز قيامت ميشه فردوسي رو مي برن پيش فرشته قاضي: فرشته مي گه شما بجرم بچه بازي يک ميليون سال بايد بريد وسط شعله هاي آتيش.فردوسي دادو بيداد راه ميندازه که نخير من بچه باز نيستم.فرشته ميگه همه مردم تهران هرروز شما رو در ميدون فردوسي ديدن که بالا سر يک پسر بچه لخت و ماماني وايسادي و منتظري تا شب بشه تقش رو بذاري!
——————–
- يه روزي يه فارس که خيلی فارس بوده ميره خارج و .پس از سالها درس خوندن ميشه دکتر سگ و گربه. اين آقاي دکتر مطب ميزنه اسم مطبشو ميگذاره پرشيا!
——————–
پنج تا زن فارس سوار يک ماکسيما ي لوکس مي شن ميرن تبريز. از دروازه تبريز که وارد مي شن هر مرد ي رو مي بينن براش بوق مي زنن.يکي از تبريزيها از دوستش مي پرسه: بويوک آقا …. ماکسيما يعني چه ؟ رفيقش مي گه: يعني «ما کس هستيما»!!!
Add comment جولای 17, 2007
قومک کثیف فارس سگ
ادبیات فارسی ،ادبیاتی کثیف است.چرا؟
چون بنیانگذار آن, بنیانگذار اولین ادبیات نژاد پرستی و زن ستیزی است(فردوسی ) .اشعار حافظ که پر از عیش ونوش وهوس رانی است امروزه به عنوان عرفان به مشتی بی خبر قالب می شود.
طنز فارسی طنزی کثیف است. چرا؟
چون همه چیز خود رااز تمسخر ملتها، لهجه ها می گیرد.
اقتصاد فارسی اقتصادی کثیف است. چرا؟
چون بر اساس رشوه، راند خواری، تقلب ، کم فروشی و دروغ به مشتری است.هر خارجی که جنس ایرانی خریده است بار دوم این اشتباه را نکرده است.
ورزش فارسی ،ورزشی کثیف است. چرا؟
چون از داوری تا گزینش تیم های ملی تحت حاکمت مافیای ورزش فارسی؟! به پیش میرود.
فحاشی تماشا گران نیز معرف حضور همگان است.
تاریخ فارسی ، تاریخی کثیف است. چرا؟
چون در تاریخ فارس چیزی بغیر از فرهنگ ستیزی، بردگی زنان، پاک کردن آثار سلسله های گذشته چیز دیگری نیست . افتخار نوکری به فاتحان(روس، انگلیس،افغان،عرب و…) فروان است.
آیا قومی که ادبیات آن، طنزآن، اقتصاد آن، ورزش آن، تاریخ آن کثیف است نمی توان آن را کثیف نامید؟
معنای چند کلمه:
فارسهای بیچاره و بی هویت وقتی هویت وغرور ملی همسایگان خود را دیدند چون نام وتبارشان وحشی ، خون ریزمعنی می داد در پی تدارک واﮊه ای بودند که وحشیت و جلاد صفتی خود را تجت آن پنهان نمایند بنابراین واﮊه آریا را برگزیدند وخود را نژاد پاک آریایی نامیدند بی خبر از این که این دزدان ناشی وحشی صفت باز هم به کاهدان زده اند و بیسوادیشان کار به دستشان داده است چون واﮊه آریا معنای نژادی ندارد.
این کلمه (آریا) در متون قدیمی به معنای (ترساننده ،ضد تمدن ،ویرانگر، وحشی و خونریز) آمده است و هم اکنون در زبان شناسی به یک گروه زبانی اطلاق میشود ونه یک نژاد پاک و یا برتر.
معنای کلمه پارس: این کلمه به معنی
( پرسه زن ، ولگرد، مزاحم ، هار، وحشی و سگ صفت) آمده است.
معنی دیگر این کلمه صدای سگ است و به همین علت مهم است که
این زبان به زبان سگ مشهور است وبه آ ن (فارسی دیلی ایت دیلی )
نیز می گویند.
وحال بیایید محض خنده هم که شده به معنای نژاد خالص وپاک آریایی یا ایرانی نگاهی بیندازیم
معنی نژاد خالص وپاک آریایی یا ایرانی
نژاد خالص وپاک آریایی یا ایرانی نژادی است که اولین با زنان آن اسیر سربازان اسکندر مقدونی شدند. دومین بار زنانشان تسلیم سربازان عرب شدند. سومین بار زنانشان تسلیم سربازان ترک شدند. چهارمین بار زنانشان تسلیم سربازان مغول شدند. پنجمین بار زنانشان تسلیم سربازان افغانها شدند. ششمین بار زنانشان تسلیم سربازان پرتغالی شدند. هفتمین بار زنانشان تسلیم سربازان روس شدند. هشتمین بار زنانشان تسلیم سربازان انگلیسی شدند و حالا هم زنان ودختران این به اصطلاح نژاد در کشورهای گوناگون از جمله کشورهای عربی خود فروشی می کنند.
آیا این قوم کثیف را می شناسید؟
قومی است که کتابت از عرب، زبان و ادبیات خود را از افغانی، هنر و معماری خود را از ترک، پوشاک و فرهنگ و اساطیر خود را ازهندی به عاریت گرفته است .
ملتی که یونانی آن را بربر(وحشی)، عرب آن را مجوس، ترک آن را شلخته (پینتی)، ایلامی آن را آریایی (ضد تمدن) و آشوری آن را پارسی (سگ ولگرد) می نامد.
10 comments جولای 17, 2007
از يك دوجنسي كه پدرش ترك و مادرش فارس بوده مي پرسند تو ترك هستي يا فارس؟!ميگه:والله خودمم گيج شدم اما وقتي ميكنم تركي حرف ميزنم و وقتي ميدم فارسي
——————–
ميگن يک فارسی تمام انواع از سگهای دنيارو يک جايی جمع می کنه و صدای پارسشون رو ضبط می کنه بعد اسم اون جا رو ميذاره: بانک اطلاعات زبان فارسی
——————–
يك تركي شروع مي كنه دور چاه توالت خودشو سيم خاردار مي كشه.يكي ازش مي پرسه چرا اينجا سيم خاردار مي كشي؟ تركه ميگه چون فارسها گه زيادي ميخورند!!!
——————–
يکي از فارساي دو آتيشه ميره سر قبر کوروش کبير با صداي بسيار بلند و کشداري نعره ميزنه :کووووووورووووووش اسووووووووده ه ه ه ه ه ه ه ه بخواااااااااااااااااااااااب من بيداااااااااااااااااااااااااااااااااااارم! صداي يارو از بس نکره بوده کوروش يکهو بعد از دو هزارو پانصد سال از خواب مي پره .ناگهان از مقبره کوروش يک سيل وحشتناکي سرازير ميشه ويارو رو با خودش مي بره. ضمن اينکه داشته سيل يارو رو ميبرده داد ميزنه: اي کوروش اين چه داستاني است که بر من گذشت؟! صداي کوروش شنيده ميشه که ميگه: شما فارسها به عقلتون نرسيده که توي اين 2500 سال يک موالي مستراحي اين دورو برها بسازيد؟!
——————–
- شهرداري ته ران طي نامه اي از فرهنگستان زبان فارسي در خصوص وضع يک کلمه جهت ناميدن «افرادي که شبها مامور صيد و حبس سگهاي ولگرد شهر هستند» استعلام مي کنه. رييس فرهنگستان در جواب مي نويسه: از انجائيکه برماست تا از گذشتگان خود واژه نيکو وام گيريم و از انجائيکه ما هرانچه که داريم از کوروش و داريوش و تخت جمشيد است ما واژه «پارس پوليس» را برگزيديم!
——————–
يه فارس به خدا شکايت ميکنه که چرا به مصريها زيبائی و به ترکها غيرت دادی؟ اما برای فارسها چيزی ندادی که با آن در دنيا مشهور شوند. خدا هم دلش به فارسه می سوزه . زمين بزرگ شهر نو را به او عطا می کنه. فارسه هم خواهر -مادر – عمه خود را بر می داره می ره اونجا و به شغل شريف کس کشی مشغول می شه.
——————–
یه بار ترک می خاست جک تعریف کنه فارسا نمی زاشتن چون می خواست جک به فارسا بگه بعد ترکه میبینه نمی زارن جکشو بگه میگه آقا یه روز یه ترک همه جمع میشن دورش میگن حالا بگو بخندیم ترکه میگه یه روز یه ترک داشت می رفت افتاد تو یه چاه که پر از گه بود درش میارن میبینن ای بابا این یه فارسه که 1 ساعته داره تو چاه گه میخوره
——————–
یه ترکه بچه اش را به دکتر می برد. شلوار بچه را پایین کشیده وبا اشاره می گوید: آقای دوقتور کوروش درد میکنه. د کتر سؤال می کند: عزیزم شما بخاطر داشتن لهجه نمی توانید بگویید: کیرش؟ ترکه میگه: نه آقای
دوقتور. برای اینکه بی ادبی نشود اسم رسمی اش را گفتم.
——————–
یه روز مسابقه ای برگزار بود که میزان مقاومت آلت تناسلی افرادی از اقوام مختلف را می سنجیدند. شرکت کنند گان پشت سر هم به صف ایستاده بودند ودر جلو، میزی بود که افراد به نوبت آلت تناسلی خود را روی آن قرار میدادند تا داوری که پشت آن میز نشسته بود باچکشی بر سر کوروش (کیر) شرکت کنندگان می کوبید.
نفر اول یک رشتی بود. وقتی چکش برسر کوروشش می خورد دادمی زند: اعووووو…! واز صف خارج می شود. نفر پشت سری که یک کرد بود جلو می رود. بعد از دریافت چکش داد می زند : آی کره ه ه…!، بعد نوبت به عرب می رسد. او هم پس ازنوش جان کردن ضربه با فریاد الوای! الوای! از صف خارج می شود. نوبت به فارسه می رسد. وقتی چکش کوبیده می شود، فارس هم چنان ساکت می ماند. اما داد نفر پشت سرش که یک ترک بود درمی آید: آخ ددم وای! چرا که کوروش او بود که از فارسه رد شده بود وروی میز داور قرارداشت
——————–
ترکه از اینکه زنش قهرکرده وبه خانه پدرش رفته بود، عصبانی شده بود. ازشدت عصبانیت سگش را دعوا می کرد، سگش هم از او قهرمي کنه و پارس کنان به فرهنگستان زبان پارسی می ره
——————–
روزی مسابقه قدرت کوروش اقوام بود. افراد می بایست وزنه هایی رابا کوروش خود بلند می کردند. کرد، لر، بلوچ، رشتی، وعرب به ترتیب رکورد هم را مشکنند. نوبت که به فارس می رسد، او بزرگترین وزنه موجود را بلند می کند ومورد تشویق حاضرین قرار می گیرد. ترکه می بیند اگر بزرگترین وزنه را هم بزند با فارسه مشترکا اول خواهد شد. فوری وارد میدان شده در حالی که مسابقه یارو هنوز تمام نشده بود، کوروشش را وارد کون فارسه کرده ، او و وزنه ای را که هنوز به زمین نگذاشته بود، باهم بلند می کند
——————–
ترکه مهمان خانواده یک فارسی شده بود. خدمتکار آمد وگفت برای خوردن انگور داریم، انجیر داریم، انبه داریم، انار داریم، … ترکه گفت شما فارسها چقدر ان می خورید
——————–
مسابقه ای دردنیا برگزار می شد. بنابراین بود که به نمایندگی از هر ملتی یک نفردر جایگاه قرارگرفته وتنها با یک جمله غیرمستقیم به برجسته ترین جنبه افتخار آمیز علمی یا فرهنگی مملکت خود که به آن شهره هستند، اشاره کند. یک ژا پنی پشت تریپون قرارگرفت وگفت: بدون کامپیوتراینهمه پیشرفتهای علمی وفنی وفرهنگی برای بشر میسرنمی شد. یکنفرازیونان می گوید: فلسفه اساس تفکرات بشراست. یک ترک می گوید: شرافت بزرگترین سرمایه بشراست. یک فرانسوی می گوید: فرق پیشرفتهای بشر مدیون آزاد اندیشی اواست(یعنی اینکه فرانسویان آزاداندیشند). نوبت به فارس می رسد. وی له له کنان ازجای خود جهیده وپشت تریپون قرارمی گیرد ومی گوید: سگ حیوان باوفائی است
——————–
برای ازبین بردن تمامی مظاهرفرهنگ ترک وجانشینی آنها با سمبل ها ونمادهای فارس، عده ای پان فارسیست نظیرآقای ورجه وورجه پشنهاد می دهند که برروی پرچم سه رنگ ایران بجای شیر، تصویریک قلاده سگ وفادار زیبا حک شود
——————–
یه روز یه فارس مهمان یه ترک بود. ترکه می بیند که سگش مدام به این مهمان پارس می کند ولی فارسه بجای ترس و پرخاش با تکان دادن کله خود اورا تحسین می نماید. ترکه کنجکاو شده و موضوع را می پرسد. فارسه می گوید: شما ناراحت نباشید، ایشان برای بنده از شاهنامه خردوسی (فردوسي) می خوانند
——————–
بین پایتختهای جهان یک مسابقه بین المللی تقلید صدای سگ می گذارند. ته ران اول میشه، دوشنبه دوم، کابل سوم
——————–
يه ترك هر موقع ميخواسته به دودوله پسرش اشاره كنه ميگفته كوروش! يه فارس شديدا ناراحت ميشه به تركه اعتراض ميكنه ميگه اين كه اسمش كوروش نيست؟تركه ميگه پس چيه:فارسه ميگه بهش ميگن فردوسي .تركه ميگه پس كوروش چيه؟ خايه پسرت
——————–
فارسه شب مياد خونه، به زنش ميگه: شهين بيا تو اتاق، امشب ميخوام بگذارم تو چشمت!! شهين بدبخت هول ميشه، ميگه: نه كوروش جون .. تورو خدا… بابا آخه كور ميشم. فارسه ميگه: مزخرف نگو زن، مگه ديشب گذاشتم تو دهنت، لال شدي؟
——————–
ترکه با قطار ميرفته مشهد تا توبه کنه.تو ايستگاه ته ران يه بچه فارس خوشگل سوارهمون کوپه ميشه .ترکه که ديگه نميتونه خودش رو نگه داره کارفارسرو تموم ميکنه وقتی به مشهد ميرسن ترکه ميگه:دوزون سوزی من توبه ائلميشم بونودا سيکه سيکه گتيرميشم يوخسا گلميردی
——————–
ميگن سه قلاده سگ ميشه يك تاجيك….۶ قلاده سگ ميشه افغاني……ميپرسن فارس چند قلاده سگه؟ميگه ۶ قلاده افغاني تازه ميشه يك فارس
——————–
از يك فارس مي پرسن چرا دست از كس كشي بر نميداري؟ميگه يعني چي؟مگه غير از كس كشي هم شغل ديگه اي وجود داره؟
Add comment جولای 17, 2007
یه روزی کوروش کبیر از جایی رد می شده می بینه داریوش بزرگ داره میزاره تو کونه یه سگ نر…داد میزنه این چه کار ناپسندی هست که تو داری با سگ وفادار به نژاد آریا انجام می دی؟ بعد کوروش کبیر برای اینکه به داریوش بزرگ نشون بده که چیکار باید بکنه, زیر سگ دراز می کشه و سگ شروع می کنه به کردن کوروش
———————–
یه کیر از اسمون می افته صاف می ره تو کون فارسه .تا میاد داده بزنه یکی دیگه هم می افته می ره تویه دهنه فارسه با خودش می گه حالا اگه فرضا از شدت بدبختی یه کیر دیگه هم می افتاد دیگه کجا می خواست بره؟همین حین یه کیره دیگه می افته می ره تو چشمه فارسه
——————–
فارسا برای اثبات فارس بودن خلیج تو هر جزیره ای از یه مجسمه غول پیکر سگ پرده برداری می کنن
——————–
سگه یه فارس افراطی می میره.عزا میگیره.دوستا میان پیشش دلداری بدن.میگه من بخودم مسلطم . مرگ سگ من از کوروش وداریوش و فردوسی که سختتر تر نیست
——————–
معلم به دانش آموز: یه بیتی از شاهنامه بخوان که توش سگ باشه؟ دانش آموز: زنان را ستائی سگان را ستای که یک سگ به از صد زن پارسای
——————–
به یک عرب می گن از کلمه فارس جمله بساز. عرب می گه” الفارس جندتا جمیلا
——————–
یه قزوینی میره از فارسستان زن میگیره؛ خانواده عروس قبل از راهی کردن او به قزوین بهش سفارش میکنن اگه یه روز شوهرت تو رختخواب بهت گفت برگرد به حرفش گوش نکن؛ فورا بگرد به خونه. بعد از شش ماه سر وکله عروس خانوم تو خانه پدری پیدا میشه ؛ مامانش میگه چرا پس اومدی عروس میگه ؛ هیچی شوهرم تو رختخواب بهم گفت حالا دیگه وقت بچه دار شدندت رسید برگرد از او طرف
——————–
چیزی که واضحه دوستای عزیز فارسمون از نژاد افغانیهای عزیزند و همانند ایشان به زبان دری پارس میکنند
——————–
مهندس فارسیان رییس سابق کشت و صنعت مغان خیلی با آذربایجانیها بد بود. يک روز یکی از روستاییان مغان در شکایت از یک کارمند شرکت کشت و صنعت پیش او رفت.حین صحبت فارسیان برآشفت و بر سر روستایی فریاد زد:مرتیکه زندگی و گاو و خرت را ول کرده ای آمده ای بیخود وقت مرا بگیری؟روستایی جواب داد:مهندس! گاو من تویی خر من تویی همه زندگی من الان تویی! پس پیش چه کسی بروم؟
——————–
سه تا فارس میرن تبریز میخوان چای بخورند ؛ وارد قهوه خانه میشوند. قهوه چی از آنان به گرمی پذیرای میکند، و آنان را در کنار پنجره جای میدهد. پس از چندی یکی از داش مشدهای تبریز وارد قهوه خانه میشود، چشمش می افته به فارسا می پرسه که : این عالیجنابان کی هستند؟ قهوه چی میگه هیچی فارس هستند داریم برای گائیدن حاضرشون میکنیم برای همین انداختنم جلو آفتاب یه کمی خشک بشن
——————–
یه روز یه ترکه دربیابانی نشسته بود. و قضای حاجت می کرد. فردی او را می بیند که دائم خم شده وبه مدفوعش نگاه می کند. یارو تعجب کرده وعلت این کار را از ترکه می پرسه. ترکه میگه: میخواهم ببینم ناهار چند تا فارس میشه؟
Add comment جولای 17, 2007
